تغییر شکل ظاهری مامان
سلام گل پسرم
سلام قند عسلم
سلام تاج سرم
این پست رو چند وقتی هست که میخوام بنویسم ولی نمیدونم چرا همش یادم میره....
نفسم نیستی که کمی به مامان بخندی

اینقدر قیافم عوض شده و زشت شدم که نگو..
هر کس که بعداز چند وقت منو میبینه میگه چرا اینقدر زشت شدی و کلی بهم میخنده. 
منم میگم خوب شدم که شدم مگه چیه ؟؟؟ تازه کسایی که بعداز 6 ماه یا یک سال میبیننم که اصلا نمیشناسنم.
راه رفتنم رو که دیگه نگو اینقدر مسخره شده که حد نداره. آخه میدونی من الان 12 کیلو وزن اضافه کردم.
پاهام هم که اینقدر ورم کردن که کفشام دیگه اندازم نیستن. رفتم یه کفش گرفتم که دو شماره بزرگتره که پام توش راحت بشه. لباسایی رو که میپوشم هم خیلی دیدنیه. اینقدر بد تیپم که حد نداره...
خلاصه جونم واست بگه نفسم...
همه ی اینایی که گفتم حتی یه ذره واسه مامان اهمیت نداره. من به خاطر تو 12 کیلو که سهله حاضرم 120 کیلو اضافه وزن رو تحمل کنم. حاضرم مسخره ترین لباسا و کفشا رو بپوشم. حاضرم همه ی آدما بهم بخندن ولی تو خوب و راحت باشی. تو جات راحت باشه. تو سلامت باشی. تو بخندی . تو سالم باشی. تو شاد باشی. تو حتی یه آخ هم نگی . همه ی سختیای دنیا به داشتن تو می ا رزه. حتی به یه لبخند تو می ارزه. به یک بار که انگشتم رو توی دستای ناز و کوچولوت بگیری می ارزه.تو فقط شاد و سلامت باش.
من همه ی هستیم رو وقف شادی تو میکنم
من همه ی سلامتیم رو وقف خندیدن تو میکنم
من همه ی نیرو و توانم رو وقف سلامت به دنیا اومدن تو میکنم
من همه ی سوی چشمام رو وقف انتظار تو میکنم
من همه ی دارائیم رو صدقه ی سر تو میکنم
من همه ی وجودم رو وقف یک لحظه نگاه تو میکنم
تو فقط بخند و با خنده هات تمام چیزهایی رو که به تو بخشیدم به من برگردون.



تغییر شکل ظاهری مامان
