آخرین روز سال 1392
عزیز دلم سلام
هستی زندگیم سلام
همه ی وجودم سلام
خوبی پسرم ؟ سلامتی؟ همه چی رو براهه؟
ایشالا که همه چی بر وفق مرادت باشه و چرخ روزگار همیشه به کام دلت بچرخه. امروز میخوام ازت تشکر کنم
. از اینکه تا الان صبوری کردی و مامان رو با همه ی فشارهایی که بهت آورد تحمل کردی . از اینکه تا الان اون فضای تنگ توی شکم مامان رو به این دنیا ی بزرگ بیرون ترجیح دادی و تا امروز به دنیا نیومدی . آخه من دوست نداشتم که گل پسرم تو سال 92 به دنیا بیاد .
همونطور که قبلا هم گفتم شما پسر بهاری و بایستی توی بهار به دنیا سلام کنی. آره عزیزم
.همونطور که متوجه شدی امروز روز آخر ساله. سال 92 هم با همه ی خوبی ها و بدیها با
همه ی سختی ها و خوشیهاش گذشت. نمیدونم بگم واسه ی من سال خوبی بود یا نه؟ شاید بهتره بگم هم خوب بود هم بد. بدیش به این ود که باباجون اینا اهواز رو ترک کردن و رفتن تهران زندگی کنن. این واسه ی من یه ضربه ی خیلی بزرگ بود .
دور از اونا بودن خیلی سخته ولی خوب چیکار میشه کرد . خدا
از باعث و بانیش نگذره. من که تا آخر عمرم نفرینش میکنم و مطمئنم که یه روزی چوبش
رو میخوره .
ولی خوبیش به لطف و مرحمتی بود که خدا به زندگی من و بابایی کرد و مژده ی اومدن شما نازنین رو بهمون داد.الهی من فدات بشم.
نمیدونم بگم اومدن شما چه تحول بزرگی تو زندگیمون ایجاد کرد.خوشی امسال به شوق وصل تو بود. به امید دیدار تو. به لذت فکر داشتن تو.
دیروز تلویزیون یه برنامه پخش میکرد که توی اون یه گزارشگر از مردم میپرسید تو سال 92 به خودتون از 0 تا 20 چند میدین؟ خیلی با خودم فکر کردم که من به خودم چند میدم ولی به نتیجه ای نرسیدم. فقط میدونم که من امسال 1000 درجه ارتقا گرفتم .
آخه میدونی من از یه زن معمولی به یه مادر تبدیل شدم و این خودش چیز کمی نیست.
االبته هنوز کاملا مادر نشدم . ایشالا با اومدن شما شکوفه ی بهاری زندگی من هم کاملا به این درجه نائل میشم . ایشالا که یاقتش رو داشته باشم. فدات بشم الهی . من ازامروز دیگه انتظار نمیکشم بلکه لحظه شماری میکنم واسه ی اومدنت.
تا مصلحت خدا تو چی باشه؟؟؟؟؟؟؟؟


آخرین روز سال 1392
