نفس مامان چهل روزه شد
سلام نفسم
سلام زندگیم![]()
چهل روزه شدنت مبارک میوه ی دلم 
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ایشالا که چهل سالگیت رو با هم جشن بگیریم چشم و چراغم. وای خدای من!!!! وقتی پسرم 40 ساله بشه من 68 سالمه. 
![]()
خدایا شکرت. میدونی چرا گفتم خدایا شکرت؟؟ آخه اونوقتا که شما رو نداشتم دوست داشتم فقط 60 سال زندگی کنم. از عمر زیاد و پیری بدم میومد. ولی حالا با وجود نوگلی مثل شما دوست دارم 100 ساله بشم. 

خوب از مامان بگذریم و برسیم به پسر مامان. بله شما چهل روزه شدی گلم. از وقتی که به دنیا اومدی همه میگفتن همه چیزت تا چهل روزگی عوض میشه. مثلا" خوابیدنت شیر خوردنت قیافه ات و... منم مونده بودم که خدایا مگه قراره بعداز 40 روز چه اتفاقی بیفته ؟؟؟!!! ولی خوب شما چهل روزه شدی و روز همون روز و شب همون شب و یوسف همون یوسف مامان.
درباره ی خودت و حالات و عادتهات جداگانه مینویسم فقط اینو بگم که ما وقتی که شما 33 روزت بود از تهران برگشتیم اهواز. البته مامان جون مهربون هم ما رو همراهی کرد ولی خوب بعداز 3 روز ما رو تنها گذاشت و رفت تهران.
![]()
موقع رفتن هم از شدت بغض نمیتونست خداحافظی کنه.
راستی توی تهران زمانی که شما 23 روزه بودی ختنه شدی و این مرحله ی مهم و از نظر من و بابا بسیار سخت رو هم پشت سر گذاشتی.


نفس مامان چهل روزه شد 
