یوسف یوسف ، تا این لحظه: 12 سال و 6 ماه و 20 روز سن داره

پسر بهار

اندر احوالات یوسف خان(سه ماهگی)

1393/5/13 17:29
نویسنده : فاطیما
749 بازدید
اشتراک گذاری

 

 

سلام بر شیر دلاور مامانی

الهی که من دورت بگردم گل پسرم

خوب نفسم شما هم سه ماهگیت تموم شد و وارد چهار ماهگی شدی. خدا رو شکر که الان صحیح و سالم کنارم خوابیدی و من در کمال آرامش میتونم این مطلب رو بنویسم.

اول از همه بگم که نفسم سه ماهگی پرباری داشتی. خیلی چیزارو برای اولین بار تجربه کردی . مثلا" اینکه برای اولین بار رفتی ساحل زیبای دز. البته من و بابایی و مامان حجی و بابا حجی هم شما رو همراهی کردیم . البته مجبور بودیم برای رهایی از شر پشه های مزاحم شما رو توی خونت بذاریم.

تازه بعداز شام بابای مهربون شما رو همراه خودش برد توی آب.

دیگه جونم برات بگه برای اولین بار توی جشن ولادت امام زمان شرکت کردی. جشن از طرف مسجد جودکی برگزار میشد که ما هر سال هر جایی که باشیم واسه ی جشن حتما خودمون رو میرسونیم آخه بابا ی مهربون چه ی همین مسجده. اونم شمایی که روی پای بابا حجی هستی.

یکی دیگه از مراسمایی که شما توش شرکت داشتی تولد دایی محمد بود. البته مراسم که نمیشه گفت چون خیلی مختصر بود و فقط خودمون بودیم. خیلی دوست داشتم واسش یه تولد مفصل بگیرم ولی جور نشد. خودم یه کیک درست کردم و با هم یه جشن خودمونی گرفتیم

توی سه ماهگی شما خیلی پیشرفت داشتی قربونت برم. مثلا" اینکه قبلا" چیزا رو خیلی محکم توی دستت نمیگرفتی انگار میترسیدی از اینکه بگیریشون. وقتی لثه گیر رو بهت میدادم کمی نگاش میکردی و سعی میکردی بذاریش توی دهنت و لی زود از دستت میفتاد

ولی الان خیلی محکم همه چیز رو توی دستت میگیری و اونا رو تا جایی که امکان داشته باشه توی دهنت میذاری.

الهی من فدات بشم . یکی دیگه از شیرین کاریهات هم وارونه شدنته. البته هنوز به تنهایی نمیتونی اینکار رو انجام بدی و باید من یا بابایی کمکت کنیم.

این مرحله ی اول:

اینم مرحله ی دوم

و اینم مرحله ی سوم که دمر شدنه:

تازه بعداز اینکه دمر شدی تلاش میکنی که خودت رو به سمت جلو بکشونی که در این مرحله هم بابای مهربون دستش رو پشت پات میذاره تا شما راحتتر بتونی خودت رو به جلو بکشی.

و این هم یه خواب راحت بعداز کلی شیطنت و بازی و فعالیت:

و این هم یه خنده ی شیرین بعداز خواب جهت تامین انرژی یک روز مامان و بابا.

 

پسندها (7)

نظرات (12)

مامانِ بهار
13 مرداد 93 17:41
ای جووووونم چه گل پسری .. ماشالله خدا حفظت کنه عزیزمممممممممم
پریسا
14 مرداد 93 11:38
فاطمه جان، ماشاالله گل پسرت عوض شده ها، خدا برات حفظش کنه، میدونم وقت نمیکنی به وبلاگت سر بزنی اما من مشتاقانه منتظر شاهکارهای جدید اقا یوسف هستم. راستی چرا اینقد زود نشوندیش، می دونم مامان خوبی هستی و میدونی نباید تا 6 ماهگی بنشونیش، و اینکه شرمنده که دیر خدمت رسیدیم راستش بچه ها سر کارم گذاشتش قرار بود یه روز رو تعیین کنند با هم بیاییم ولی مثل اینکه باید تنها بیام.
فاطیما
پاسخ
سلام پریسا جون. بی معرفت تو که قرار بود زودتر از اینا بیای. کجا رو میگی که نشوندمش.؟
مامان آتریسا
14 مرداد 93 14:55
روزبه روززیباتروخوردنی ترمیشی عزیزم.فدای اون موهای قشنگ مشکی ات که زیبایی صورتت روهزاربرابرکرده
فاطیما
پاسخ
سلام ممنون خاله جون.
مامانِ بهار
15 مرداد 93 16:05
لینک شدی عزیزم
فاطیما
پاسخ
ممنون گلم شما هم لینک شدید.
اجی نی نی کوشولو...قاصدک
15 مرداد 93 16:24
این فسقلی دوست داشتنی نفس منه
فاطیما
پاسخ
ممنون قاصدک جون
پریسا
17 مرداد 93 10:40
بغل دایی محمد!
فاطیما
پاسخ
مامانی امیرحسین جونی
23 مرداد 93 1:41
3 ماهگیت مبارک گل پسر آفرین به گل پسرمون دیگه دمرم میشه به سلامتی عکساتم خیلی خوشگلن
فاطیما
پاسخ
ممنون مامان امیر حسین جونی. دندونای امیر حسین جون هم مبارک باشه.
ღ.آجي مهديه.ღ
24 مرداد 93 11:29
اووووووووخ قبووووووووون این کاکل زری بشم من که انقدر نازه خدا برات حفظش کنه فاطیما جون ایشالله همیشه از لطفتون و محبتاتون بهره ببره و قد کشیدنشو ببینین و لذت ببرین . یعنی منم این شیرینکاریهای پسرکمو میبینم؟؟؟
فاطیما
پاسخ
ممنونم مهدیه جون. معلومه که می بینی. منم زمانی که باردار بودم با خودم میگفتم یعنی میشه منم توی وبلاگ پسرم بنویسم مثلا" میخنده یا دمر میشه ولی دیدم خیلی زود به آرزوم رسیدم. ایشالا به سلامتی فارغ بشی گلم.راستی کی این صدرا خان ما به دنیا میاد؟
نی نی عکس
4 شهریور 93 16:03
سلام عزیزم چه نی نی قشنگی ماشاء الله از بچه ها و نی نی های خوشگل تان عکس بگیرید و برای ما ارسال کنید. ما ضمن نمایش عکس ها در سایت، به آن ها جایزه می دهیم www.niniaxs.ir
فاطیما
پاسخ
مامان النا خانم
11 شهریور 93 13:41
سلام فاطمه جان ماشاله .خدا برات نگهش داره.براش اسفند دود کن.ببوسش.()
فاطیما
پاسخ
ممنوننم خاله جون. شما هم النا جان رو ببوس.
مش زهرا
22 شهریور 93 11:46
این مرحله مرحله چرخیدنش خیلی مزه داد... راستی وبلاگ خواهر زاده ی منم برای نینی وبلاگ هست؛آدرسش همین بالاست.
فاطیما
پاسخ
سلام آره خیلی با حال بود. حتما به وبلاگ شما هم سر میزنم
مامان نوشين و بابا علي
16 آذر 93 11:05
حتما اسفند دود كن هر روز
فاطیما
پاسخ
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به پسر بهار می باشد