یوسف یوسف ، تا این لحظه: 12 سال و 6 ماه و 20 روز سن داره

پسر بهار

شمارش معکوس

1392/12/11 20:36
نویسنده : فاطیما
277 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عشق مامانی

سلام زندگی مامانی

نه ماهه شدنت مبارکهوراتشویقهوراتشویقهوراتشویقهوراتشویقهوراتشویق

امروز شما رسما هشت ماهگی رو پشت سر گذاشتی و وارد نه ماهگی شدی. ماهی که ماه شمارش معکوس واسه پایان انتظاره. انتظاری که اگر چه سخته ولی در عین حال شیرین و دلچسبه. انتظاری که بسی امیدوار کننده است . انتظاری که  انتهاش به داشتن موجود دوست داشتنی مثل تو ختم میشه.

الهی که من فدات بشم .

قلبنمیدونم که تو شبیه به منی یا بابا. یا شاید هم شبیه به یکی از اقوام نزدیک باشی. نمیدونم که تو شبیه به کدوم یکی از بچه هایی هستی که من تا حالا دیدم و یا کدوم یکی از عکسایی که تا حالا دیدم . این اصلا مهم نیست که تو چه شکل و قیافه ای داری . تنها چیزی که برم مهمه اینه که تو سالم باشی و میخوام اینو بدونی که تو هر شکل و قیافه ای که داشته باشی دوست داشتنی ترین موجود روی زمین برای من و بابا هستی. آرزوی قلبی من و بابا اینه که همیشه تو رو شاد و خوشحال و خوشبخت ببینیم.

همه ی وجودم قلب فرشته ی کوچولوی منفرشته

دلم واسه ی دیدنت پر میکشه. واسه ی داشتنت واسه ی در آغوش کشیدنت واسه ی بوس کردنت

واسه ی بوئیدنت ولی بازم صبوری می کنم تا تو سر موقع خودت به دنیا بیای.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (10)

فهيمه
11 اسفند 92 21:16
سلام مامان عزيز به اميد خدا به سلامتي بياد به دنيا..خدا حفظ كند همه كودكان رو.منم دو تا گل پسر و يك وبلاگ اموزشي دارم خوشحال ميشم پيشمون بياين
فاطیما
پاسخ
.[سلام دوست عزیز ممنون که به ما سرزدید حتما در اولین فرصت خدمت میرسم]
خاله سارا
11 اسفند 92 21:38
سلام مامانی سلام پسرکه خاله!!!! مبارکت باشه مامان فاطیما مبارکت باشه نی نی جون
فاطیما
پاسخ
[سلام گلم ممنون که اومدی .امیدوارم همیشه به ما سر بزنی و واسمون نظر بذاری]
رضا و فاطمه
11 اسفند 92 22:22
با سلام و تبریک پیشاپیش عید نوروز که امسال این عید یه عید ویژه است هم برای شما و هم برای ما، برای شما تولد اولین بچه از قطار بچه هاتونه و برای ما اولین بهار از قطار زندگی زیر یک سقفمونه. ان شا الله میوه زندگیتون به بار میشینه و به امید خدا یه محصول صالح و سالم میشه . لطفا اجازه بدین ماهم یه بوسه کوچولو ازش ببریم . به امید دیدار بهار چهار فصلتون .
فاطیما
پاسخ
سلام دوستای خوبم ممنون که به ما سرزدین . امیدوارم همراهیتون با وبلگ ما قطع نشه به امید دیدارتون در ایام عید هستیم.
رضا و فاطمه
12 اسفند 92 0:54
یعنی واقعا ما عید دعوتیم ؟؟؟؟!!!!!؟؟؟؟؟؟
فاطیما
پاسخ
بله معلومه که دعوتید البته اگه افتخار بدین و یه وقت واسه ما خالی بذارین
✿سارا مامان علی خوشتیپ✿
12 اسفند 92 9:52
سلاااااااااااااام دوستممممممممممممممممم وبلاگ نو مباااااااااااااااارک به نی نی وبلاگ خوش اومدی الهی کاکل زریت به سلامتی به دنیا بیاد...وای که اگه شبیه مامانش بشه چی میشه خوبی فاطمه جون؟منو که میشناسی؟
فاطیما
پاسخ
سلام سارا جون ممنون که سرزدی و ممنون به خاطر ابراز احساساتت مگه میشه نشناسم وبلاگ آشپزیت که معرکه است من خودم شخصا به هرکس میخوام وب آشپزی پیشنهاد بدم یکی از بهترین ها وب شما رو نام میبرم امیدوارم که موفق باشید و بازم پیش ما بیاین
m . k
12 اسفند 92 17:17
درود بر مادران آینده ی ایران زمین و درود بر پدر آینده ی ایران زمین که البته هنوز خودش پاشو رو زمین نذاشته... وقتی متن رو می خوندم... بغض گلوم رو گرفت... خودمونیم زن دایی... از الان دارید لوس بارش میارید ها...
فاطیما
پاسخ
سلام ممنون که اومدی .من اگه این وب رو مینویسم فقط واسه اینه که در آینده پسرم از گذشته ی خودش خبر داشته باشه.همین. امیدوارم بازم به ما سر بزنی
آجی کوثر
12 اسفند 92 18:06
سلام مامانی پسر بهار.همه وبلاگت رو خوندم. هر چیزی رو که نوشته بودی کاملا درک کردم چون منم مثل خودت چشم انتظار دیدن روی ماه سبزترین پسر دنیا هستم. ایشالا هر جا که هستی سالم و سلامت باشین. سال خوبی رو برای خودت و خونوادت ارزو میکنم.
فاطیما
پاسخ
سلام ممنون که اومدی ایشالا نی نی شما هم سالم و سلامت باشه منتظر دیدارتون در ایام عید هستیم
عمو ناصر
12 اسفند 92 23:31
نندو احساساتمونو تحریک کردی.کاری کردی که با پای شکسته پیاده بیام.سالهاست که منتظر «پسر بهار»بودیم.انشاالله که قدمش مبارک باشه وووووووو.............
فاطیما
پاسخ
سلام عمو . اون وووو خیلی با حال بود.ما هم بی صبرانه منتظر دیدار شما هستیم
اجی نی نی کوشولو
13 اسفند 92 13:30
ماهمه منتظر این پسر کوچولوی ناز هستیم...تاباشه از این انتظارای شیرین...
فاطیما
پاسخ
دایی محمد
15 فروردین 93 21:13
سلام عزیز دایی سلام نفسم سلام عسلم امروز حالت چطوره؟ چرا به دنیا نمی یای من دارم می رم تهران البته فقط من و بابا جون و دایی میثم میریم ولی مامان جون میمونه تا تو بیای بعد همه بیاین تهران البته دیگه نزدیکه من دارم میرم پس فعلا by by good by
فاطیما
پاسخ
سلام دایی جون. من قول میدم همین که به دنیا اومد بیام تهران که شما هم ناراحت نباشی البته میدونم که دلت میخواست لحظه ی تولدش باشی ولی خوب دیگه ...
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به پسر بهار می باشد