سیسمونی 2
سلام عشق مامانی
حالا که تو خیال به دنیا اومدن نداری منم بعد از رفتن مهمونای نوروزی و تموم شدن دید و بازدیدای عید یه فرصت پیدا کردم که از بقیه ی سیسمونیت عکس بگیرم و توی وبلاگت بذارم. آخه ممکنه تا شما بزرگ بشی خیلی از اونا حتی وجود خارجی هم نداشته باشن. پس من اینا رو واست میذارم تا وقتی بزرگ شدی ببینی که چیا داشتی. البته ببخش که خیلی خب عکاسی نکردم .دیگه دیگه....
اینا سرویس کالسکه کریر صندلی غذا روروک ساک تخت کنار تخت مادر و صندلی ماشینت هستن ببین چقدر خوشرنگن

عکسای بعدی لباساتن. فکر کنم اگه تا 4 سالگیت م واست لباس نخرم هنوزم لباس داشته باشی






واین کت و شلوار که دایی میثم از کربلا واست آورده

و این لباس که من عاشقشم. اون پاپیون کوچولوش رو نگا....

اینم که سرویس حولته. قورباغش خیلی باحاله.

اینا هم که لوازم بهداشتی هستن

اینا هم اسباب بازیا و بقیه ی لوازمت هستن.






اینم که ظرفای غذاتن. فدات شم . تو که از مامانی بیشتر ظرف داری!!!!



این عکس آخر هم مربوط به چیزاییه که اولین بار بابای مهربون برات خرید. آخه اولین بار که فهمیدم باردارم بابا تهران بود . منم تلفنی این خبر رو بهش دادم وقتی که برگشت این هدایا رو واست آورده بود

راستی وقتی که به بابا جون هم خبر نوه دارشدنش رو گفتیم اون هم اهواز نبود یعنی رفته بود ماموریت زاهدان وقتی که اومد اینا رو واست آورده بود:

خیلیل دیگه هم لطف کردن و واست هدیه آوردن ایشالا اگه فرصت کنم عکس اونا رو هم میذارم ولی بابت سیسمونی باید یه تشکر خاص و از صمیم قلب از مامان جون و بابا جون داشته باشیم. از همین جا میبوسیمشون.


سیسمونی 2
